۲۲.۱.۸۷

there is NO-ONE and NO-ONE is there

منتظر میشم همه بخوابن بعد اینکه آخرین چراغم خاموش شد هدفونو می ذارم تو گوشم میشینم گوشه تخت پنجره رو هم باز می کنم،
.
So, I prefer to lie in darkest silence
listening to the lack of light, or sound
.
باد می آد از اون بادایی که آدم اون ماشین سواریای فیلم قدیمیا رو هوس می کنه! می تونه کازابلانکا باشه یا حتی ربکا
چند نفر دیگه الان پشت پنجره هاشون نشستن؟ شاید حتی صورتشون داغتر از منم باشه...
A.K

هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ