داري با يكي حرف مي زني ، خيلي رسمي . يهو انگار هيچي نشنيده برمي گرده ميگه تئاتر بازي مي كني؟ فيزيكت خود اين نقشيه كه الان دانشگاه مي خواد و شماره بده و... تو هي فكر مي كني آخه من شبيه چي ام؟ فردا اس ام اس ميده كه بيا اتود و... تو باز هي فكر مي كني كه شكل چي هستي آخه ... بعد ميري اتود بازيگري بدي همون اول كه يكي ديگه مي بينتت ميگه يه نقش آشپز داريم ، چهره شما خيلي بهش مي خوره! مي فهمي نقش يه آشپزه تو يه كشتيِ، شبيه آشپزِ فيلم دزدان دريايي كارائيب، تئاتر كمديه و آشپزه هم خنگه (قيافه ات شبيه دو نقطه دي ميشه ديگه).
۹.۹.۸۷
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۱ نظر:
هه... نه تنها سیاسی شدی که بازیگرم شدی..
ولی خوبه ها برو کلی شاد میشیم!
ارسال یک نظر