آینه ای که برابر آینه ام گذاشتی
مدت هاست
که از سنگینی پژواک نگاهت شکسته
و "من" هزار تکه شد
و روزگاری است
که در تکه های رنگارنگ آینه رسوب کرده ام
و همچنان است که می جویم خود را
در هزارتوی آینه ها
و هربار تو را می بینم
این منم که تصویرم تویی
یا تویی که تصویرت منم؟
مدت هاست
که از سنگینی پژواک نگاهت شکسته
و "من" هزار تکه شد
و روزگاری است
که در تکه های رنگارنگ آینه رسوب کرده ام
و همچنان است که می جویم خود را
در هزارتوی آینه ها
و هربار تو را می بینم
این منم که تصویرم تویی
یا تویی که تصویرت منم؟
...
“A.K”
“A.K”
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر