۲۷.۱.۸۷

وقتی به جای اینکه مثل آدم بری سلف یه چیزی بخوری و بعد خیلی آدمانه تر بری بشینی صندلیه رو درست کنی پاشی با سه تا خل و چل بری بیرون ناهار بخوری، اینجوری میشه که اولاً ناهار میشه آش دوغ و کوفته تبریزی و نکته هیجان انگیزتر اینکه هر چارتامون یه دفعه فرندز بین از آب در میایم و در همین راستا موقع برگشتن دوستان به این نتیجه می رسن که در پر بوق ترین قسمت خیابون از رو دیوار دانشگاه بپرن تو!
این خیابونه نمی دونم چه جوریه که اصولا ماشینا از اونجا که رد می شن بوقشون می گیره بعد حالا تصور کن یه دختره رو هم در حال بالا رفتن از دیوار ببینن..... خلاصه که گندی کشیده شد به خیابون ولی به جاش کلی راه کوتاه میشد خب

"A.K"

۲ نظر:

mahdie.f گفت...

اونجا اساسن آدمها سلينجري فرندزي هستن ديگه منم فهميدم
بله حالا كوفته تبريزي از كجا آورديد!
و از روي ديوار دانشگاه؟ خوب اينم از تاثيرات آرت يونيورسيتي ه ديگه

ناشناس گفت...

هه... یه جا رو کشف کردیم که غذاهاش فقط در محدوده آشه و کوفته تبریزی و کشک بادمجون حالا یه بار میریم باهم!

بايگانی وبلاگ